- تاریخ: 1401/10/30 ساعت: 17:29
۳.۳.۱۴۰۱ رمز وبلاک یادم رفته بود و شاید اینقدر درگیر تلاش بیهوده بودم که نیاز به نوشتن ندیدمالان یکبار دیگه خواستم بنویسم. از خودم و گذشتن چند سال نمیخوام بگم بازم اشتباه کردم. نه . فقط امتحان کردم و تلاش و صبر . نتیجه نداد همین. وقتی بار اخر داکتر ازم خوشش نیامدم و ردم کرد بیخیال دنیا شدم و سخت مصر...
من - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 19:48
دیگه نه ناراحت میشم و نه نگران. یخ زدم .سالها انگار داره مسابقه میزنند. هر سال زودتر از سال قبلش میگذرانیم.xa0نگاه عمیق امروزش تمام وجودمو به لرزه انداخت . انگار ای چند وقت نتونسته بود نگاهم کنه. چقدر د